ما تمام تلاش مان را می کنیم. منظورم این است که بر اساس آنچه فکر میکنیم که باید یا بهتر است انجام دهیم عمل میکنیم. اما آیا این کافی است؟ ما را به کجا می تواند برساند؟ آیا میتواند محدودیت ها را دور بزند؟ ما خود را میتوانیم در بهترین نقطه ی خودمان قرار دهیم ، اما الزاما این بهترین نقطه ی موجود نیست. یعنی اگر من هر روز به شکلی تمرین می کنم تا در وضعیت خوب بدنی خود قرار بگیرم ، اما آیا این بهترین امکان موجود برای وضعیت بدنی من است؟ در واقع ما در محدوده ی اندیشه ی خودمان غوطه وریم ، محدوده ی آسمان دم دست مان. اما این همه ی ماجرا نیست. این سقف می تواند بسیار بلندتر باشد. وقتی کاری که آنقدر فراتر از ماست که اصلا در دایره ی محدودیت های مان قرار ندارد را انجام می دهیم ، یا درواقع برای انجامش خیز برمیداریم ، به نوعی به تغییر ارتفاع سقف خود اقدام کرده ایم. مثلا وقتی فراتر از وظایف شغلی خود ، اما در راستای سیاست های کلی سازمان اقدامی میکنید ، پیشنهادی ارائه می دهید یا طرحی میریزید ، اگرچه میتواند بی ربط به نظر بیاید ، میتواند ابهامات فراوانی برانگیزد ، اما هم چنین می تواند سقف موقعیت شما را جابه جا کند. درواقع اتخاذ میل به پیشرفت در فضا و زمینه های زیستی مان ، فارغ از درصد ارتباط با موقعیت فعلی میتواند کلید این پرواز باشد. در خصوص سایر ابعاد زندگی مانند بعد ورزشی ، تحصیلی ، خانوادگی و مالی نیز کاربرد دارد. مثلا شخصا در خصوص فرزندآوری بهانه تراشی های فراوانی را شنیده و دیده ام و همیشه هم باور کرده ام ، چون واقعا این چنین است. اما همیشه نیز بر این باور بوده ام که در گذر زمان ، این محدودیت های فعلی میتواند رنگ ببازد. یعنی انجام یک کار با ارزش و بلند مدت ، میتواند محدودیت های فعلی را دور بزند. قطعا برای این کار به جسارت فراوانی نیاز است ، شاید این جسارت را عده ای حماقت هم ترجمه کنند ، اما برای طرز فکری که تولید مثل را در مرکز مهمترین فعالیتهای بشری قرار میدهد ، میتواند موثر واقع شود و نتیجه بخش باشد. صحبت تنها فراتر رفتن از دایره و حاشیه ی امن نیست ، بلکه کاملا از محیط شناخته شده خارج شدن و پرواز در منطقه ی ناشناخته است. ناشناخته و ناشناختنی.
